تبليغاتX
اؤیوتلر-ایلای لار

دده قورقودتنديس دده قورقود در جمهوري نخجوان

هر  قومی برای خود حماسه هایی دارد ، مثلا  کتاب شاهنامه فردوسی  کتاب  حماسه سرای قوم سیستان و فارس است . ما ترک ها نیز  برای خودمان حماسه های زیادی داریم و کتاب های گوناگونی،یکی از  این کتاب ها کتاب دده قورقود می باشد. دده قورقود و افسانه هاى دده قورقود ميراث مشترك همه خلقهاى ترك است.

 

دَدَه‌قورقود (به ترکی آذربایجانی:Dədə Qorqud Kitabi به ترکی استانبولی:Dede Korkut ُ ترکمنی:Gorkut-ata) نام یکی از قدیمی‌ترین داستانهای اسطوره‌ای ترک‌های اغوز است که در حدود قرن شانزده میلادی به صورت مکتوب در آمده‌است  این مجموعه از ۱۲ داستان به نثر و نظم تشکیل شده و مجموعه پر ارزشی است که زندگی، ارزشهای اجتماعی و باورهای ایل‌های ترکی را نشان می‌دهد

شخصیت دده‌قورقود که کتاب به نام او نامیده شده را یک پیر فرزانه، غیبگو، ، و اوزان (قابل مقایسه با عاشیق‌های امروزین) و روحانی غز دانسته‌اند. واژه دده به معنی «بابابزرگ» است. اینکه آیا دده قورقود شخصیتی راستین بوده یا داستانی، قابل اثبات یا رد نیست. گوری وجود دارد که به باور مردم، محل خاکسپاری دده‌قورقود افسانه‌ای است. در باور ایشان دده‌قورقود در سن ۳۰۰ سالگی درگذشت. این گور در نزدیکی شهری که به نام او قورقود نامیده شده قرار دارد. این شهر در مسیر راه آهن کازالینسک به قیزیل‌اوردا در قزاقستان و در ۱۵۰ مایلی خاور دریاچه آرال قرار دارد

کتاب دده قورقود به زبانها مختلف ترجمه شده‌است. اولین ترجمه دده‌قورقود به زبان آلمانی در سال ۱۸۱۵ از روی نسخه کتابخانه درسدن در آلمان بود. دست‌نویس دیگر این کتاب در واتیکان است.

غیر از ترجمه‌های آلمانی.روسی.ایتالیایی چندین ترجمه دیگر نیز به سایر زبانهای اروپایی واسیایی صورت گرفته از جمله انها دو ترجمه به زبان انگلیسی را می‌توان نام برد که اولی د ر انگلستان و و دومی در امریکا انجام یافته‌است. از ترجمه کنندگان می‌توان به ترجمه دیگر از یواخیم هاین به زبان المانی که درسال ۱۹۵۸ درشهرزوریخ و چاپ به زبان روسی در سال۱۹۶۲به وسیله بارتولد وانتشار توسط ویکتورژیرمونسکی در مسکو اشاره کرد. متن کامل کتاب هم که با ارسم خط اصلی ان بر اساس نسخه کتابخانه برلین در سال۱۹۱۶ از سوی کیلیسلس رفعت محقق کشور ترکیه که تلاش پیگیری در نشر متون زبان ترکی داشته در شهر استامبول به چاپ رسید. او واژه هاو عباراتی که نامفهوم ومغلوب بوده تصحیح کرده‌است با این وجود برخی واژها و مفاهیم نامشکوف مانده که در برابر انها عبارت مفهوم نشد درج گردیده‌است.

هرچند در سال ۱۹۹۸ کتاب دده قورقود از طرف جمهوری آذربایجان و سازمان یونسکو نامزد و در سال ۲۰۰۰ «هزارو سیصدومین سالگرد نوشته شدن حماسه آذربایجانی دده قورقود» جشن گرفته شد. ولی این اثر مربوط به ۵۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش است که ۴۰۰ سال پیش به صورت کتاب درآمده است


از سال ۱۹۵۶ یونسکو برای بزرگداشت و شناساندن وقایع تاریخی و شخصیت‌های برجسته کشورهای عضو برای جهانیان جشن‌هایی را ترتیب می‌دهد.

در سال ۱۹۹۹ نیز بانک ملی آذربایجان سکه‌های یادبود طلا و نقره به مناسبت سال دده قورقود ضرب کرد

نام دده قورقود اكنون در دنيا شناخته شده است . شايد گمنامترين جايي كه  شناخت كمتري نسبت بدان دارند ايران باشد.

 غالب دانشگاههاي بزرگ دنيا آنرا از شاخه   هاي تخصصي زبان تركي تدريس مي كنند و ترجمه هاي آن در ادبيات زبانهاي ديگر نيز وارد     شده است. داستانهاي دده قورقود به هزاران سال پيش برمي گردد اما قديمي ترين نسخه خطي استنساخ شده از آن مربوط به سال 444 قمري است و شانزده سال بعد بايد جشن هزاره   نسخه خطي آن برپا گردد و یونسکو سال 1999 را به نام دده قورقورد نام گذاری كرده بود.

شخصیت دده‌قورقود:

شخصیت دده‌قورقود که کتاب به نام او نامیده شده  یک فال‌بین، آوازه‌خوان دوره‌گرد (اوزان) و روحانی از  ايل بيات است که کرامات و فضایل عظیمی دارد. واژه دده به معنی «بابابزرگ» است.

با نگاهي‌ ديگر به‌ اين‌ قصّه‌ها مي‌توانيم‌ اوصاف‌ دده‌ قورقود را چنين‌ وصف كنيم:

دده‌ قورقود به‌ همه‌ چيز آگاه‌ است‌. ايزد تعالي‌ الهامبخش‌ اوست‌. چون‌ نزديك‌ به‌ زمان‌ آشكار گرديدن‌ دين‌ مبين‌ اسلام‌ و ظهور رسول‌ اكرم‌(ص‌) به‌ دنيا آمده است، چونان‌ مبشّري‌ مذهبي،‌ و از بندگان‌ خاصّ خداست‌. نزديكي‌ به‌ ايزدتعالي‌، پيامبر حق، و آشنايي‌ با اصول‌ و احكام‌ ديني‌ باعث‌ شده‌ وي‌ به‌ صورت‌ مردي‌ مقدس‌ درآيد كه‌ با زباني‌ سخته‌، استوار و آهنگين‌، اشعار تر بسرايد و قصّه‌هاي‌ ناب‌ نقل‌ كند. وي‌ صاحب‌ كرامات‌ است‌؛ چون‌ هر چه‌ مي‌گويد، همان‌ مي‌شود.

دده‌ قورقود داستانسرايي‌ قدرتمند و سخنوري‌ بزرگ‌ است‌. درواقع،‌ شاعر، حكيم‌ و عارف‌ زمان‌ خويش‌ است‌؛ عارفي‌ كه‌ ايزدتعالي‌ الهام‌بخش‌ اوست‌. پيرمرد شاداب‌، سرزنده‌ و سرحالي‌ كه‌ به‌ بنا به‌ قولي‌ دويست‌ و نود و پنج‌ سال‌ در اين‌ جهان‌ زندگي‌ كرده‌ است‌.

وي‌ مردي‌ است‌ مجر‌ّب‌ كه‌ دربارة‌ امور دولتي‌، جشنها و آداب‌ و رسوم‌ كُهن‌، كارزار و آشتي‌ و… آگاهي‌ فراواني‌ دارد، و به‌ خوبي‌ مي‌تواند از عهدة‌ رفع‌ مشكلات‌ بيگهاي‌ اوغوز برآيد.

 تنديس دده قورقود در تركمنستان

مهم‌تر از همة‌ اينها، دده‌ قورقود يك‌ اوزان‌ است‌؛ اوزاني‌ كه‌ حكايتگر شاديهاي‌ و غمهاي‌ مردمانِ خويش‌ است‌.او در بيشتر صحنه‌ها، قوپوز)ساز( به‌ دست‌ ظاهر مي‌شود و از سرگذشت‌ مردان‌ جاودانِ حماسه‌ها و سنّتهاي‌ تركان‌ حرف‌ مي‌زند و نغمه‌هاي‌ شادمانه‌ و اندوهزا مي‌سرايد. از صداي‌ سازش‌ دلهاي‌ افسرده‌ و مرده‌ زنده‌ مي‌شوند، كوههاي‌ خشكيده‌، سرسبز مي‌گردند، درختان‌ خشكيده‌، غرق‌ در شكوفه‌ مي‌شوند، و آب‌ از چشمه‌هاي‌ خشكيده‌ بر مي‌جوشد.

 

باباگرگر - دده قورقود:. گرگر-قورقور كلمه اي تركيبي تركي است.  در زبان تركي قور به معاني جرقه٬ شراره٬ اخگر٬ آتشپاره و ... استּ(قورخانه به معني زرادخانه از همين ريشه است). همچنين گورگور به معاني آبشار و شعله٬ و قورقور نيز به معاني آواي درهم و بر هم٬ ظرف آهني براي نوشيدن آب٬ ناودان كوچك٬ قوطي آهني بيضي شكل استּ علاوه بر نام خود گورگور٬ اكثريت مطلق اسامي جغرافيايي پيرامون آن نيز اعم از روستا و رود و كوه و تپه و ...  از جمله در غرب آجي چاي٬ در جنوب  اوچ بلاغ٬ قره خان بلاغ٬ ديره كلو٬ قزلجه كند٬ و در شمال غري دوغان٬ باشلوجه٬ قوچاق٬...همه تركي است.

گرچه محتمل است كه نام گورگور و يا قورقور داراي معاني فوق الذكر بوده باشد اما با اينهمه بعضي از اهالي ترك٬ در ادبيات فولكلوريك تركي و آذربايجاني و حتي محققين باباگرگر را با دده قورقود و بقعه باباگرگر را با مزار دده قوقود يكي ميدانند. بويژه در ادبيات آشيقي تركي٬ مزارهاي با نام گرگربابا٬ به دده قورقود انتساب داده مي شوند. يكي از محققين در اينباره چنين مي گويد: "در نقل قولهايي كه از برخي از آشیقان ميشود٬ رواياتي مبني بر آنكه دده قورقود با پيغمبر اسلام ملاقات كرده و پس از ديدار با وي در راه بازگشت٬ دين اسلام را به طوايف ترك اوغوز آموخته است.

آنگونه كه ما شنيده ايم در استانهاي كرمانشاه و خوزستان٬ همچنين در خاك عراق٬ مكانهايي با نامهايي مانند باباگورگور٬ باباغرغر و ... وجود دارند. نام اين اماكن  با روايات نقل شده از آشیقان منطبق است و مي توان به همچو استنباطي رسيد كه دده قورقود در زمانه خود٬ شخصي مشهور بوده و در مسير خود به حجاز براي ديدار با پيغمبر اسلام ٬  در محلهايي كه اطراق نموده نام خود را به يادگار گذارده است. اين محلها در راه آذربايجان٬ كرمانشاهان٬ خوزستان و عراق بوده و در يك مسير قرار دارند. باباگرگر و بابا غرغر٬ تلفظ  فارسي  و عربي دده قورقود است. تنديس دده قورقود در قزاقستان

گرچه امروزه اكثرا فرم "قورقود" بكار می رود با اينهمه شكل صحيح اين نام به ويژه در تركى آذربايجانى "قورخود" به معنى مهيب و يا انديشناك می باشد. امروز در منطقه ترك نشين شمال خراسان-افشار يوردو -  در شهرستان تركى بجنورد نيز محلى بنام "قورخود" وجود دارد.


+ نوشته شده توسط م.ع. در چهارشنبه 17 اسفند1390 و ساعت 5:42 بعد از ظهر |

او گونلر یئنه  گه له جک

و بیز بیر داها قانادلاناجاییق

دورنالارین قاتاریندا

دوزوم دوزوم دوزوله جک، دوزمه جه لر

ماوی لیک خیالین قوینوندا

بلکی بو گون

بلکی ده صاباح

او گونلر یئنه گه له جک

گونش اوزوموزه گوله جک

+ نوشته شده توسط م.ع. در یکشنبه 24 مهر1390 و ساعت 7:33 بعد از ظهر |

کشف قدیمی‌ترین چاقو در زنجان

کشف قدیمی‌ترین چاقو در زنجان

 نماینده سازمان میراث‌فرهنگی در هیأت کاوش باستان‌شناسی قلعه‌تپه،  گفت: نخستین فصل کاوش باستان‌شناسی «قلعه تپه» در ابهر با کشف یک چاقوی پنج‌هزار ساله به پایان رسید.

  داود آبیان در گفتگو با خبرنگار بخش میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار کرد: پس از دوماه کاوش باستان‌شناسی و گمانه‌زنی در «قلعه تپه» و اطراف آن، آثاری کشف شدند که به‌دلیل اهمیت و ارزش زیاد آن‌ها، خیابانی که قرار بود براساس طرح تفصیلی شهر بازگشایی شود، مسدود می‌شود.

 وی با اشاره به این‌که این خیابان قرار بود به بخش شرقی شهر متصل شود، ‌گفت: با داده‌هایی که در این کاوش به‌دست آمد، پیگیری‌های لازم با مسؤولان شهر انجام شد تا این خیابان بسته باشد.

 این مقام مسئول درباره‌ی آثار به‌دست آمده نیز با بیان این‌که بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد، آثاری از دوره‌های تاریخی و اسلامی در این محل وجود دارد، توضیح داد: ‌در نخستین لایه‌ها، ‌آثار مفرغی و معماری ارزشمندی پیدا شد که نمونه‌های شناخته‌شده‌ی آن‌ها منحصربه‌فرد و انگشت‌شمار است. برخی از این آثار شامل اجاق، محل پخت نان و ظرف‌های نگهداری مایعات می‌شود. همچنین دیوارهای پیداشده در برخی نقاط رنگ خاکستری و سفید دارند.

 آبیان اظهار کرد: مهم‌ترین داده‌ای که به آن رسیدیم و تغییراتی را درباره‌ی هویت چاقو می‌تواند ایجاد کند، کشف یک نمونه چاقو با دسته‌ای به شکل شاخ یک حیوان است. به نظر می‌رسد، این قدیمی‌ترین چاقویی باشد که تاکنون در کشور کشف شده است. پیش از این، عنوان قدیمی‌ترین چاقو، ‌به چاقوی‌ هخامنشی پیداشده در معدن نمک چهرآباد مربوط بود، ولی این چاقو پنج‌هزار سال قدمت دارد.

 این باستان‌شناس و مدیر اداره‌ی میراث فرهنگی و گردشگری شهرستان ابهر ادامه داد: مسأله‌ی مهم دیگری که در این کاوش به آن دست یافتیم، شیوه‌ی تغذیه‌ی مردم ساکن در «قلعه تپه» است، ‌زیرا علاوه بر محل پخت نان، نمونه‌هایی از خرچنگ پیدا شد که چنگک‌های آن دورریز شده است. در واقع، از آنجا که «قلعه تپه» در حاشیه‌ی رودخانه‌ی ابهررود قرار دارد، ‌چنین یافته‌هایی نشان می‌دهد، مردم برای تغذیه به صید از ابهررود می‌پرداختند. علاوه بر این، دانه‌های گیاهی نیز پیدا شدند که در ظرف‌هایی به سبک دوره‌ی یانیق (یانیخ) قرار داشتند.

 آبیان با اشاره به این‌که معمولا معماری شناخته‌شده‌ی یانیق (یانیخ) در محوطه‌های فلات مرکزی و شمال‌غرب ایران به تعداد کمی وجود دارد، ‌گفت: با این حال، یک ظرف کامل خاکستری متمایل به سیاه براق با نقوش کنده‌شده‌ی یانیقی را در این محوطه به‌دست آوریم. علاوه بر این، دو پیکره‌ی حیوانی ارزشمند کشف شدند.

 وی اضافه کرد: فصل نخست کاوش باستان‌شناسی «قلعه تپه» در ابهر که با همکاری دانشگاه آزاد این شهرستان و با اعتبار پژوهشی این دانشگاه انجام شد، به پایان رسید. اکنون پیگیری‌های لازم را انجام می‌دهیم تا کاوش به‌شکل اضطراری ادامه یابد.

+ نوشته شده توسط م.ع. در دوشنبه 17 مرداد1390 و ساعت 11:35 قبل از ظهر |

پیکر شهید اکبر زمانی  در ملکان تشییع و در زادگاهش یوزباشکندی به خاک سپرده شد

شهید زمانی اخیرا در درگیری با گروهک تروریستی پژاک در منطقه سردشت آذربایجان به شهادت رسید. 
پیکر وی پس از تشییع و اقامه نماز برای خاکسپاری به زادگاهش واقع در روستای «یوزباشکندی» از توابع شهرستان ملکانکه زادگاه مدیر وبلاگ هم است  منتقل شد.

بوتون کندلی لریمه اؤزه لیکله  اکبرین آتاسی بهرم عمی یه، بو جان یاندیران اولایا گوره باش ساغلیغی وئریرم.
 
+ نوشته شده توسط م.ع. در چهارشنبه 5 مرداد1390 و ساعت 12:24 بعد از ظهر |

ارومیه، اورمیه شد.

به گزارش و نوشته هفته نامه محلی " یاشایش " مسئولین استان آدربایجان غربی در جلسه این هفته خود نام شهر ارومیه را که زمانی هم به "رضائیه "تغییر یافته بود به نام اصلی آن" اورمیه " تغییر دادند . بنابراین "ارومیه " " اورمیه " شد.

منابع فارسی و ارمنی ، آسوری نام شهر اورمو (اورميه) را به شكل "اروميه" و منابع تركي و آزربايجاني اين نام را در زبان فارسي به شكل "اورميه" و به زبان توركي مطابق با تلفظ مردم به شكل "اورمو" مي نويسند. گروه دوم معتقد به تركي بودن نام اورمو و در نتيجه اورميه و همريشگي احتمالي آن با اسامي شهرهايي مانند اور و اوروك (از تمدن سومري)، اورگنج (دو شهر در ازبكستان و تركمنستان) و اورومچي (در تركستان چين، بئش پاليق سابق) اند. تئوري سومري نام اورميه: مدافعين اين تئوري، نام اورميه را به شكل "اور(و)+ مو" (URU+MU)و يا "اور(و)+مه" (URU+ME) تقطيع مي كنند. نام دومين شهر آزربايجان اورمو-اورميه، چه از ريشه توركي- اورال آلتائيك اروم-اورون، چه از تلفظ توركي "روميه" و چه از ريشه سومري اورومو-اورومه گرفته شده باشد، شكل "اورميه" مانند خود اين شهر، داراي بار و هويت توركي است و شايسته است كه در زبان فارسي نيز به جاي فرم غيرتوركي اروميه بكار رود.

 

+ نوشته شده توسط م.ع. در شنبه 25 تیر1390 و ساعت 2:9 بعد از ظهر |

دانشمندان از كشف بقاياي يك گونه اسرارآميز انساني - به جز انسان مدرن و نئاندرتال - در غاري در سيبري خبر دادند. اين اكتشاف به اين معني است كه در 30 هزار سال پيش، حداقل سه عضو مجزا در درخت خانواده انسان وجود داشته‌اند: انسان‌هاي مدرن، نئاندرتال‌ها و گونه جديدا شناسايي شده موسوم به «دنيسووا‌ها».

دنيسووا‌هاي غارنشين با بررسي دي.ان.اي دندان‌ها و استخوان‌هاي انگشت كشف شده در غاري در سيبري شناسايي شده‌اند. آنها در طول آخرين عصر يخي هنگامي كه انسان‌هاي مدرن در حال ايجاد ابزارهاي سنگي پيچيده، جواهرات و هنر بودند، در زمين زندگي مي‌كردند.

استخوان مذكور كه متعلق به انگشت يك دختر حدودا پنج تا هفت ساله موسوم به ايكس- وومن است، در سال 2008 درغار دنيسووا در كوهستان آلتاي واقع در جنوب سيبري به همراه زيورآلات و جواهرات يافت شد. آزمايشات موقتي در اوايل سال جاري نشان مي‌داد كه اين دختر به يك گونه كاملا جديد تعلق دارد. اكنون يك تجزيه و تحليل كامل دي.ان.اي، جايگاه وي را در درخت خانواده انسان تثبيت كرده است.

اين اكتشاف در پي كشف جنجال‌برانگيز يك گونه ديگر انسان با سه فوت قد موسوم به هابيت «Hobbit» در جزيره اندونزي در سال 2004 انجام شده است. با اين‌حال بسياري از محققان كشف هابيت را رد كرده و مدعي شده‌اند كه استخوان‌ها متعلق به يك انسان مدرن مبتلا به اختلال رشد بوده‌است.

دنيسوواها از لحاظ فيزيكي با نئاندرتال‌ها و انسان‌هاي مدرن تنومند متفاوت بودند، اگرچه بر روي دوپاي خود راه مي‌رفتند.

دنيسوواها زماني زندگي مي‌كردند كه اجداد ما و نئاندرتال‌ها در حال ماهيگيري، شكار، استفاده از جواهرات، نقاشي ديوار غارها و كنده‌كاري‌هاي حيواني بودند. دانشمندان تنها در دهه اخير توانسته‌اند دي.ان.اي فسيل‌ها را بازيابي كنند. پيش از اين آنها فقط مي توانستند استخوان‌ها را از روي شكل و اندازه آنها شناسايي كنند.

اين تحقيقات امروزه عصاره دي.ان.اي دنيسوواها را در ساكنان جزاير ملانزي در شمال و شرق استراليا كه شامل گينه نو نيز مي‌شود، پيدا كرده است. طبق اين تحقيقات دنيسوواها با اجداد ساكنان ملانزي پيوند خورده و سپس در سراسر آسيا پخش شدند. گونه يافته‌شده جديد به نظر «گروه خواهر» نئاندرتال‌ها بوده و كشف اين گونه باعث به تصوير كشيده شدن چهره‌اي ديگر از تكامل و مهاجرت انسان از آفريقا (مهد انسان) شده‌ است.

ايسنا

توضیح اینکه:

 یک دندان متعلق به انسان از یک میلیون سال پیش در مراغه یافت شده بود ولی متاسفانه به قیمت ۵۰۰۰ یورو به یکی از موزه های فرانسه فروخته شد.

این یافته ها حاکی از قدمت ترکان در دنیاست و قدمت زبانی و فرهنگی آنها نیز دلیل آن است.نام سرزمین سیبری از قوم تورک متمدن سوبار یا سابیر گرفته شده است که در بین النهرین(عراق کنونی) قبل از سومر تمدن بنا کردند و حکومت تشکیل دادند.

+ نوشته شده توسط م.ع. در چهارشنبه 8 تیر1390 و ساعت 10:9 قبل از ظهر |

زاغکی قالب پنیری دید
به دهان برگرفت و زود پرید
بر درختی نشست در راهی
که از آن می گذشت روباهی
روبهک پرفریب و حیلت ساز
رفت پای درخت و کرد آواز
گفت به به چقدر زیبایی
چه سری چه دمی عجب پایی
پر و بالت سیاه رنگ و قشنگ
نیست بالاتر از سیاهی رنگ
گر خوش آواز بودی و خوشخوان
نبودی بهتر از تو در مرغان
زاغ می خواست قار قار کند
تا که آوازش آشکار کند
طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهک جست و طعمه را بربود

 

این هم شعر اورجینال از علی اکبر صابر

 

پئندیر آغزیندا بیر قارا قارغا

اوچاراق قوندو بیر اوجا بوداغا

 

تولکو گؤرجک یاواش-یاواش گلدی

اندیریب باش ادبله چؤنبلدی

 

بیر زامان حسرتیله قارغایا ساری

آلتدان-آلتدان ماریتدی باش یوخاری

 

دئدی: احسن سنه آ قارغا آقا

نه نزاکتله قونموسان بوداغا

 

بزه دین سن بوگون بیزیم چمنی

شاد قیلدین بو کلمه ایله منی

 

نه گؤزه لسن، نه خوش لیقاسان سن

یئری وار سؤیله سم - هماسن سن

 

توکلرینده ن ایپک کیمی پارلاق

بد نظرده ن وجودون اولسون ایراق

 

بو یقیندیر کی وار سئویملی سسین

اوخو وئرسین منه صفا نفسین


 

بویله سؤزده ن فرحله نیب قارغا

آغزینی آچدی تا کی ائتسین قا

 

غا ائده رکن هنوز بیرجه کره

پئندیری دیمدیینده ن ائندی یئره

 

تولکو فورا هاوادا قاپدی یئدی

قارغایا طعنه ایله بؤیله دئدی

 

اولماسایدی جهاندا سارساقلار

آج قالاردی یقین کی یالتاقلار

+ نوشته شده توسط م.ع. در شنبه 16 بهمن1389 و ساعت 6:15 بعد از ظهر |
چئویره ن وبلاگین مودورو :

1-

بیزیم خالقی

قیزیل دری لره تای سانمایین

بیز بورادا قالاسییق

بو توپراقدا کی بیر چیچکده ن بیله زییی وار

بوراسی  بیزیم یورددور

یاشامین ان ایلکین چاغیندان بورادایدیق

بورادا اوینامیشیق

سئودالانمیشیق

شعیر یازمیشیق

چایلاقلاریندا کؤک آتمیشیق

دنیز بیتگی لری کیمی

تاریخینده آدیمیز یاتیب

تونوک چؤره یینده

زیتونوندا

ساب ساری بوغداسیندا

وجدانیندا کؤکوموز وار

قالاسییق آزار و نیسان آیلاریندا

پولاددا بیر ناخیش کیمی

اولو پئیقمبری کیمی قالارقی ییق

قرآنییندا

و اون بویوروقوندا

2

اؤز  اودماغینا شیشمه

خالیدی اؤلدورون

عمرو ی اؤلدورون

بیر چیچگی یوخ ائتدینیز

آنجاق اییی لر قالاجاق

3

قامیش لیق لاردان

جین لر قوشونو کیمی اوستونوزه یورویه جه ییک

پستال قوتولاریندان

اوتوبوس صاندالیاسیندان

سیگارا پاکتینده ن

بنزین قابلاریندان

اؤلولرین مزار داشیندان

گچ لرده ن ... تاختالاردان

قیزلارین ساچلاریندان

دمیر   هئزانلاردان

و بوغلو قازانلاردان

ناماز چادیرالاریندان

قورآن تئللرینده ن

سیزه سالدیراجاییق

سیرالاریندان

یارپاقلاریندان

بیزیم جایناقیمیزدان قاچا بیلمز سینیز

بیز یئللرده

سودا

بیتکی ده

داغیناغیق

و  توخونموشوق

بویالاردا و سس لرده

قاچا بیلمز سینیز

قاچا بیلمزسینز

نییه کی هر قوشوقدا بیر توفنگ وار

نیل چاییندان

فوراتا قده ر

*** آردیسی وار ***

+ نوشته شده توسط م.ع. در دوشنبه 11 بهمن1389 و ساعت 9:56 قبل از ظهر |

آشيق نصرت فعال آذربايجانين اونودولموش نيسگيلي ايدي كه گؤز نعمتينده ن محروم اولدوغونا باخماياراق سازيني و سؤزونو كيمسه ده ن اسيرگه مه دي.

ياديمدادير بير گون ايلك اولاراق او بؤيوك كيشي يه قوناقيديم. نه گولر اوزوله مني و عايله مي قارشيلادي و نئچه هاوايا قواناق ائله دي.

نه ياخشي ائليميزين بالالاري آشيقيميزين ديريليينده اونا بير آغيرلاما تؤره ني توتدولار يوخسا بيزيم نيسگيليميز داها آرتيق اولاجاقيدي

تانري روحون شاد ايله سين

+ نوشته شده توسط م.ع. در دوشنبه 3 آبان1389 و ساعت 12:12 بعد از ظهر |

ملکان در سیر تاریخ          

در این مقال به مختصری از تاریخ ملکان اشاره می نماییم ملکان از شهرهای آذربایجان می باشد که پا به پای سایر نقاط آن در آفرینش تمدن درخشان آذربایجان نقشی به سزا داشته است. وجود تپه های باستانی متعدد در منطقه ی ملکان و لیلان و مهمتر از همه وجود قلعه ی بختک لیلان با وسعتی یکصد هکتاری و پل قیزلار کؤرپوسی، دلایلی متقن بر وجود گذشته ای درخشان در منطقه می باشد.

تاریخ کهن منطقه ی ملکان با تمدن های کهن سرزمین آذربایجان و ایران مرتبط می باشد و لازم است که ما نگاهی گذرا به این تمدنها بیاندازیم تا زیر بنای تاریخی منطقه به خوبی روشن شود. قرار گرفتن در مسیر گذر اقوام که بدلیل واقع شدن این منطقه در میان موانع طبیعی صعب العبور یعنی در یاچه ی اورمیه در غرب و کوههای مرتفع در شرق اهمیت منطقه را در طول تاریخ اجتناب ناپذیر نموده است. این مسیر چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام همیشه به عنوان شاهراه عبور اقوام از بین النهرین به درون آذربایجان و بالعکس بوده است و این برخورد های فرهنگی و تمدنی باعث ایجاد تمدن بی بذیل در منطقه شده است.

تمدن هایی که آثارشان در آذربایجان و منطقه ی ملکان قابل شناسایی است و از ملتهايي كه قبلاً در این سرزمین زيسته‌اند مي‌توان به سومرها، ايلاميها، هوري‌ها، آراتتاها، كاسسي‌ها، قوتتي‌ها، لولوبي‌ها ، ايشغوزها (ايسكيت‌ها)، مانناها، گيلزان‌ها، كاسپي‌ها و ... اشاره كرد كه زبان تمامي آنها التصاقي و جزو خانوادة زبانهاي اورالیک – آلتاییک  که ترکی امروزی نیز منتسب به آنست، بوده اند این تمدن ها به اقوام پروتوترک شهره اند. از اين ميان سومريها، ايلاميها و هوري‌ها اقوامي بودند كه اولين تمدنها و مدنيّتها را روي زمين بنا نهاده اند و اولین خط و کتابت را ایشان اختراع و به بشریت هدیه نموده اند.

طبق نظر مورخان و شرقشناسان آذربایجان جز نخستین زیست گاههای بشری بوده است و  آذربايجان از حدود هفت هزار سال قبل جايگاه تمدنهاي نامبرده مي‌باشد.کشفیات يك هيأت باستانشناسي آمريكايي – ايراني در تپة حسنلوی نقده تحت رهبری (رابرت دالسون) حقایقی را به اثبات رساند. بعد از تحقيقات فراوان، تاريخ اين منطقه را به ده دوره تقسيم كرد كه اولين دوره حدود 6000 سال قبل از ميلاد و چهارمين دوره مربوط به 1300 سال قبل از ميلاد تا 800 سال قبل از ميلاد مي‌باشد. كه اولين دوره مربوط به هوريها و آخرين دوره مربوط به مانناها مي‌باشد. با توجه به قرار گرفتن منطقه ی ملکان در این حوزه ی جغرافیایی و وجود نام تاریخی هوریلر بروی یکی از روستاهای ملکان به ارتباط این تمدن ها با تاریخ منطقه می توان پی برد.

با این توضیحات اینک نگاهی اجمالی به تمدنهای مرتبط با ملکان به طور اعم  می پردازیم.

الف – هوری ها: جايگاه اصلي هوريها در هزاره 3 و 4 (6000 سال قبل) در آذربايجان و مناطقي از قسمتهاي شمالي زاگرس و كوههاي توروس بود. همچنين از ربع سوم هزاره ی قبل از ميلاد (2400 سال قبل از ميلاد) سند نوشته‌اي بدست آمده كه با الفباي اكّد و به زبان التصاقي هوري بوده كه اين سند متعلق به يكي از پادشاهان هوري بنام تيشاري مي‌باشد و نيز نام يكي ديگر از پادشاهان هوريها به نام ساشانار كه در 1450 سال قبل از ميلاد حكومت مي‌كرده نيز معلوم است.

ب – كاسسي‌ها: درست است كه كاسسي‌ها در آذربايجان نبودند ولي در همسايگي آنها مي‌زيستند. و تقريباً 3000 سال قبل از ميلاد مابين ايلام و مناطقي از آذربايجان ساكن بودند و به دليل همزباني و ارتباط سياسي، فرهنگي، اجتماعي تاثير زيادي در تاريخ آذربايجان داشته‌اند. نام دریای خزر (کاسپین) و قزوین نیز مرتبط با همین تمدن است. که واریانتی دیگر از نام آزرها و آذربایجان است.

ج – قوتتي‌ها و لولوبي‌ها: این اقوام به ترتیب در 2800 سال قبل از ميلاد و  2500 سال قبل از ميلاد در شرق و جنوب درياچه اروميه و قزوين و همدان ساكن بوده و حكومت كرده‌اند. جایگاه این اقوام با جغرافیای امروزی منطقه ی ملکان مطابقت می نماید.

د – اورارتوها 1000 سال قبل از ميلاد در آناتولي و پيرامون درياچه وان و كوههاي زاگرس و اطراف درياچه اروميه و شهرهاي ماكو و نخجوان امروزي صاحب تمدن بوده‌اند. یافته شدن آثاری از پادشاه اورارتوها در کناره ی دریای خزر و سنگ نبشته های رازلیق سراب بیانگر این واقعیت است که گستره ی جغرافیایی اورارتوها شامل بخش اعظم آذربایجان می شده است ؛ به نظر مینورسکی شرقشناس معروف قلعه ی بختک لیلان از توابع ملکان با تمدن اورارتوها مرتبط است. کشف ریتون مفرغی در این قلعه وجود این ارتباط را به اثبات می رساند.

هـ – در اوايل عصر نهم  قبل از ميلاد، قبايل مانناها با به هم پيوستن، دولت بزرگي در آذربايجان به وجود آورده و حكومت كرده‌اند.  اقوام ماننا با مرکزیت در جنوب دریاچه ی اورمیه تمدن ارزشمندی را ایجاد کردند که جام حسنلوی نقده به عنوان سند تاریخ کهن آذربایجان باقی مانده ی این تمدن است. این تمدن به دلیل معیشت دامداری و عمدتا پرورش گوسفند بدین نام خوانده شده است زیرا واژه ی (مان) تا امروز نیز معنای گوسفند می دهد( مانقشلاق یا قویون قشلاقی – مانیشان نام شهری در زنجان) و این نامگذاری، چندید هزاره بعد در نام گذاری دو دولت ترک آق قویونلوها و قاراقویونلو در آذربایجان تکرار شد.

ن – مادها یا دولت مئدیا كه اولادهاي قوتتي‌ها و لولوبي‌ها بودند  670 سال قبل از ميلاد با اعتلاف با مانناها حكومتي قدرتمند به وجود آوردند كه همدان، اراك، ساوه، زرند، سونقور، كاشان، قم ، قزوين ، زنجان و ... تحت حاكميت آنها بوده است جزو نخستین دولت های وسیع دنیا بودند که به کمک دولت شهر بابل، موفق به ساقط کردن دولت آشوری در شمال عراق شدند.

واما در مورد زبان، همچنين ارتباط زباني مادها و سومرها دياكونوف در فصل 42 كتاب خود مي‌نويسد كه در ليست نامهاي شاهان ماد و قوتتي‌ها، به نامهايي بر مي‌خوريم كه در ليست نام شاهان سومر مي‌باشد.

از ديگر همسايگان مادها كه معاصر آنها بوده اند و زبانشان از يك خانواده مي‌باشد مي‌توان به ايشغوزها اشاره كرد كه در قرنهاي 7 و 8 قبل از ميلاد در قسمتهايي از آذربايجان زندگي كرده‌اند. حتی حسن پیرنیا در ص 22 کتاب تاریخ باستان ایران به خویشاوندی زبانی اقوام فوق الذکر با هم و تعلق آنها به اقوام اورال-آلتاییک و ترکی تاکید نموده است. ایشغوزها یا ایچ اوغوزها(اوغوزهای درونی) نخستین طوایف اوغوز بودند که در تاریخ از آنها نام برده شده است. این اوغوزها بعدها با ترکیب با اوغوزهای سلجوقی، در دموگرافی مردم آذربایجان تاثیر بسزایی ایفا کردند.

در زمان هخامنشیان آذربایجان و به تبع ان منطقه ی ما تحت حاکمیت اسکیت ها بودند و با حمله ی اسکندر حاکم آذربایجان، آتروپات، توانست مانع تسلط سلوکیان بر آذربایجان شد. بدینترتیب استقلال ملی این سرزمین حفظ گردید. در زمان اشکانیان آذربایجان بویژه منطقه ی ملکان محل نبرد این دولت با رومیان بود و مراغه که در آن زمان شهر مهمی محسوب شد تحت محاصره دولت روم واقع شد ولی سرمای آذربایجان مانع از تفوق قوای رومی گردید و آنها مجبور به عقب نشینی شدند.

در عهد ساسانیان آذربایجان بویژه منطقه ی ما از اهمیت فراوانی برخوردار گردید و آن بدلیل وجود آتشکده ی آذرگشنسب در تخت سلیمان بود ؛ این شهر که بنا بر اقوال برخی دیرینه شناسان همان شهر شیز یا گنزک،  که پایتخت آذربایجان در عهد ساسانیان بود ؛ باعث اهمیت یافتن آذربایجان و منطقه ی ما شد. برخی از محقیقین و مورخان احتمال می دهند که شهر شیز همان لیلان تاریخی است که در نزدیکی دریاچه ی چئچست (اورمیه) قرار دارد و دلیل خود را بر تطابق آن با فاصله ی دریاچه اورمیه در منابع می دانند زیرا تخت سلیمان با دریاچه فاصله ی زیادی دارد.

با آمدن اسلام آذربایجان به مانند سایر نقاط کشور تحت حاکمیت اعراب مسلمان قرار گرفت و تا روی کار آمدن سلسله های مسقل، حاکمانی از طرف حلفای اموی و سپس عباسی به آذربایجان منصوب می شدند که دارای ملیتی عربی، کردی و ترکی بودند.

ساجیان ، روادیان، احمدیلیان و شدادیان با خاستگاههای قومی متفاوت و با تایید خلفا به حکومت آذربایجان منصوب می شدند که از میانشان احمدیلیان در منطقه ی مراغه و منطقه ی ملکان حاکمیت داشتند.

با آمدن ترکان اوغوز سلجوقیان و پیوستن آن به بومیان هم تبارشان تاریخ آذربایجان وارد مرحله ی تازه ای شد ولی مراکز عمده ی حکومت آنها مناطق مرکزی ایران بویژه اصفهان و نیشابور و ری  بود و در عهد خوارزمشاهیان وضعیت بدین منوال بود.

هجوم مغولان باعث اهمیت یافتن آذربایجان شد ؛ تا جایی که هلاکوخان مراغه را به عنوان پایتخت ایلخانان انتخاب کرد و باعث تحولی عظیم در منطقه ی ما گردید و روستای حسین آباد ملکان در مسیر فعلی جاده ی ترانزیتی ملکان- میاندوآب به عنوان پایتخت تابستانی ایلخانان انتخاب شده بود و این بدلیل وجود آب فراوان رودخانه های لیلان چای و جغاتو و نیز چمنزارها و مراتع پر علف برای احشام مغولان بود.

در طی سالهای متوالی منطقه ی ملکان و اطراف آن اهمیت استراتژیکی تاریخی خود را ایفا نموده است و دوره های تیموریان و حکومت های قدرتمند قاراقویونلو و آق قویونلو با انتخاب تبریز به عنوان پایتخت خود باز آذربایجان مرکزیت کشور را در دست داشته است.

در طول سالهای مختلف گرچه منطقه ی ملکان اسماً مطرح نبوده ولی ما مطلع هستیم که شاخه ای از جاده های مهم کشور که از شرق می آمد و در زنجان دو قسمت می شد : که یک شاخه ی آن به سمت اردبیل و آن سوی ارس می رفت و شاخه ی  دیگر آن به سمت شهری به نام برزه( منطبق با سقز امروزی) آمده و آنجا نیز این جاده دوقسمت می شده است یکی از مسیر لیلان و ملکان به طرف تبریز و شاخه ی دیگر به سمت اورمیه و آناتولی می رفته است ؛ این اهمیت منطقه به عنوان مسیر جاده ی ترانزیتی در طول تاریخ حفظ شده است.

تاريخ جديد ملكان كه در گذشته ملك كندي ناميده مي شد به دويست سال پيش برمي گردد که به دلیل وجود روستاهای آباد توجه حکام و امرا را به خود جلب می کرده است ؛ نقطه ی که قابل توجه اینکه، تا قبل از رژیم پهلوی عمده درآمد دولتها از طریق جمع و جبایت مالیات تامین می شده است و کشور وسیع ایران با ایالات پرشمار خود که به ممالک محروسه شهرت داشته است ؛ تنها بر اساس مالیات، عمدتاً مالیات ارضی بوده است با این توضیح اهمیت منطقه ی حاصل خیز ملکان قابل درک است. ملك كندي در حدود 200 سال پيش به صورت روستاي كوچكي در محدود ه‌ي باغ اربابي و مسجد صحرا واقع شده بود كه از طرف شرق به حمام قديمي( امروز تبدیل به پاساژ ولیعصر شده است) و تپه‌اي به نام تيچان تپه  و از طرف جنوب به اراضي باير و بدون كشت و قسمتي از باغ‌هاي چم چال به مالكيت نصرت السلطنه و مالكان آن آقايان ستارسلطان و صمد خان بود محدود مي شد. ملك كندي تماما متعلق به سلطنت قاجار بود و مالك آن نصرت السلطنه بوده است و نصرت السلطنه در سال 1320ه‍ . ش ملك كندي را به آقاي محسني معروف به اصغر بقال انتقال داده است و در سال 1324 ه‍ . ش آقاي محسني ملك كندي را به آقايان حاج نجف مدديان و مظفرخان صولتي واگذار كرده است در سال 1324 ه‍ . ش آقاي جمشيد خان اسفندياري بعد از آنها مالكيت آن را به دست گرفت. که بعد از اصلاحات ارضی و مخصوصاً پیروزی انقلاب  زمینها بین مردم تقسیم شد و سیستم ارباب رعیتی از کشور و منطقه ی ملکان رخت بر بست.

گؤوديل((Göv Dil:

اگر به شناسنامه های اهالی ملکان و روستاهای آن نظری بیفکنیم به کلمه ای تحت عنوان «گاودول»مواجه می شویم حتی در تقسیم بندی سیاسی و رسمی ملکان این منطقه به سه بخش مرکزی، گاودول شرقی و گاودول غربی تقسیم می شود از نظر وجه تسمیه این واژه که در جاهای دیگر آذربایجان نیز به می توان برخورد(مثل اوزوم دیل در قره داغ و سودیل در خوی و سایر) این واژه از دو قسمت گؤو و دیل بوجود آمده است که از نظر لغوی« گؤو-Göv»  یعنی آسمان و رنگ آبی و سبزینه و «دیل-Dil »نیز به معنی زبان است با این اوصاف نگارنده با توجه به اینکه مردم منطقه تنها به زبان ترکی آذربایجانی سخن می گویند و باید معنی نامهای جغرافیایی را صرفاً در این زبان جستجو نمود، دو وجه تسیمه برای این نام جغرافیای متصور است:

الف ) مردم صاحب زبان آسماني. اگر ما به تحقيقات برخي از غربي ها در خصوص منطقه  استناد نماييم برخي از آنها مدعي شده اند جنات عدن موصوف شده در كتب مقدس و محل هبوط حضرت آدم را بايد آذربايجان و مخصوصاً منطقه ي ما جستجو نمود موضوع تا حدي روشنتر مي شود.

ب) معني دومي كه مي توان به گؤوديل ارتباط داد اين است كه اگر ما لهجه خاص منطقه ي گؤوديل را با ساير لهجه هاي زبان توركي آذربايجاني مقايسه نماييم متوجه سادگي و عاميانه تر بودن آن نسبت به ساير لهجه ها مي شويم براي مثال در لهجه ي گؤوديل صائت « ر » ملفوظ نيست و بيشتر به صورت «ي» تلفظ مي شود كه شيريني وسادگي خاصي به آن مي بخشد و مي توان اينگونه نتيجه گرفت كه ساير مردم ساكن در مناطق همجوار نام كؤي ديل را كه به معني مردم صاحب زبان ساده و روستايي به آنها بدهند. 

گرچه مي توان معاني ديگري نيز به اين لفظ قائل بود كه راه براي تحقيقات بعدي در اين زمينه باز است.

 وجه تسمیه ی ملکان(Malekan):

1- بدلیل آنکه سیستم ارباب رعیتی بر منطقه حاکم بوده  محتملاً اطلاق نام ملک به آنها  باعث ایجاد این نام شده است و ملک کندی یعنی روستای متعلق به ملک ها.

2- این نام از نام شخصی به نام ملک نیا اخذ شده که در عهد قاجار ارباب منطقه بوده است.

لیلان (Leylan) :

لیلان از جمله اماکن کهن آذربایجان و ایران می باشد؛ این شهر در جنوب شرقی گوودیل واقع شده و طی تحقیقاتی که در زمینه ی تاریخ این منطقه و خود شهر لیلان انجان شده این شهر دارای قدمت زیادی بوده است چنانکه بقایای تپه های باستانی و بناهای محوطه ی شهر حکایت از وجود تمدنی بس درخشان  دارد. مولف کتاب شهر تاریخ ساز و... در زمینه ی لیلان کتابی با حجم اندک ولی پر محتوا نگاشته که مطالب آن از نقطه نظر مطالعات واقع بینانه ی ایشان حائز اهمیت است. نگارنده معتقد است که این احتمال نیز وجود دارد که نام لیلان واژه ای مشتق و از دو جزئ تشکیل یافته است « لیل+ آن = Lil+An » لیل در ترکی به معنی «آب گل آلود» و « ان » پسوند مکان است و معنی « جای دارای آب گل آلود » با توجه به تعاریفی که در خصوص طغیانهای سالیانه ی رودخانه ی لیلان در نزد زبان عامه ی مردم جاری است این معنی قابل ااستفاد است. برای نمونه مثلی رایج است که می گوید: « قیرهوو، قیرهوو لیلان چایی!!! بیر واخت اولور یول تاپمیریق کئچمه یه، بیر واخت اولور سو تاپمیریق ایچمه یه». یعنی لیلان گاهی طغیانگر است و گاهی بی آب.

در کتاب فرهنگ جغرافیایی آذربایجان شرقی به قلم استاد بهروز خاماچی در خصوص لیلان چایی چنین آمده است:« این رودخانه از ارتفاعات جنوبی آق داغ و سهند سرچشمه می گیرد. جریان آب این رودخانه شمالی-جنوبی است از کنار ایستگاه راه آهن آتش بیک و راه آهن مراغه میانه گذشته پس از طی مسافتی در حوالی شاهین دژ [میاندوآب] به رودخانه ی زرینه رود[جیغاتی] می پیوندد. آبدهی لیلان چای در سال 1355- 63 میلیون متر مکعب است.» همانطور قبلاً ذکر شد بنا بر تحقیقات ارزنده ای که باستان شناسان آلمانی در خصوص لیلان انجام داده اند ؛ قدمت این شهر بیش از پیش آشکار تر می شود. به طور که به نظر مینورسکی و مارکوارت جایگاه شیز را با ویرانه های لیلان منطبق می دانند.

در این مقاله با اختصار به تاریخ منطقه ی ملکان و لیلان پرداخته شد امید است با تحقیق در زمینه ی تاریخ چراغی فراروی نسل جوانان قرار دهیم. ان شاء الله

  استفاده با ذكر ماخذ بلامانع است

 منابع و مآخذ : 

1-           فائقی، ابراهیم، آذربایجان در مسیر تاریخ ایران، نشر چهر تبریز، چاپ اول، 1375      

2-           لسترنج، گاي، جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي ترجمه محمود عرفان، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، 1383

3-           يکانی زارع، پرويز ،مورخ و فولکلورشناس معاصر، نشريه اويرنجی شماره ۳

4-       صدر الدين ابوالحسن علي بن ناصر بن علي حسيني. زبده التواريخ – اخبار امراء و پادشاهان سلجوقي، مصحح متن عربي دكتر نور الدين، ترجمه رمضان علي روح الهي. انتشارات ايل شاهسون بغدادي، تهران، 1380

5-           یعقوبی، احمدبن واضع ، البلدان، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1356

6-           یکانی زارع، پرویز، معرفی شهرهایی از آذربایجان ، نشر اختر ، تبریز ، چاپ دوم ،1385

7-           سپهروند، مجید، مراغه در سیر تاریخ،انتشارات احرار، تبریز، چ اول، 1381

8-           دکتر رحیم رئیس نیا آذربایجان درسیر تاریخ ایران ، جلد دوم

9-           تاریخ پیشرفت علمی وفرهنگی بشر، ازانتشارات یونسکو، ترجمه پرویز مرزبان، جلد اول بخش دوم- قسمت اول

10-       مشکور، محمدجواد ، نظری به تاریخ آذربایجان ، دکتررحیم رئیس نیا ماخذ فوق جلد اول، 1374

11-          خاماچی، بهروز، فرهنگ جغرافیایی آذربایجان شرقی، نشر سروش، تهران،

12-          سایت :  http://www.sedaymalekan.blogfa.com

+ نوشته شده توسط م.ع. در شنبه 1 آبان1389 و ساعت 2:31 بعد از ظهر |