ملکان در سیر تاریخ
در این مقال به مختصری از تاریخ ملکان اشاره می نماییم ملکان از شهرهای آذربایجان می باشد که پا به پای سایر نقاط آن در آفرینش تمدن درخشان آذربایجان نقشی به سزا داشته است. وجود تپه های باستانی متعدد در منطقه ی ملکان و لیلان و مهمتر از همه وجود قلعه ی بختک لیلان با وسعتی یکصد هکتاری و پل قیزلار کؤرپوسی، دلایلی متقن بر وجود گذشته ای درخشان در منطقه می باشد.
تاریخ کهن منطقه ی ملکان با تمدن های کهن سرزمین آذربایجان و ایران مرتبط می باشد و لازم است که ما نگاهی گذرا به این تمدنها بیاندازیم تا زیر بنای تاریخی منطقه به خوبی روشن شود. قرار گرفتن در مسیر گذر اقوام که بدلیل واقع شدن این منطقه در میان موانع طبیعی صعب العبور یعنی در یاچه ی اورمیه در غرب و کوههای مرتفع در شرق اهمیت منطقه را در طول تاریخ اجتناب ناپذیر نموده است. این مسیر چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام همیشه به عنوان شاهراه عبور اقوام از بین النهرین به درون آذربایجان و بالعکس بوده است و این برخورد های فرهنگی و تمدنی باعث ایجاد تمدن بی بذیل در منطقه شده است.
تمدن هایی که آثارشان در آذربایجان و منطقه ی ملکان قابل شناسایی است و از ملتهايي كه قبلاً در این سرزمین زيستهاند ميتوان به سومرها، ايلاميها، هوريها، آراتتاها، كاسسيها، قوتتيها، لولوبيها ، ايشغوزها (ايسكيتها)، مانناها، گيلزانها، كاسپيها و ... اشاره كرد كه زبان تمامي آنها التصاقي و جزو خانوادة زبانهاي اورالیک – آلتاییک که ترکی امروزی نیز منتسب به آنست، بوده اند این تمدن ها به اقوام پروتوترک شهره اند. از اين ميان سومريها، ايلاميها و هوريها اقوامي بودند كه اولين تمدنها و مدنيّتها را روي زمين بنا نهاده اند و اولین خط و کتابت را ایشان اختراع و به بشریت هدیه نموده اند.
طبق نظر مورخان و شرقشناسان آذربایجان جز نخستین زیست گاههای بشری بوده است و آذربايجان از حدود هفت هزار سال قبل جايگاه تمدنهاي نامبرده ميباشد.کشفیات يك هيأت باستانشناسي آمريكايي – ايراني در تپة حسنلوی نقده تحت رهبری (رابرت دالسون) حقایقی را به اثبات رساند. بعد از تحقيقات فراوان، تاريخ اين منطقه را به ده دوره تقسيم كرد كه اولين دوره حدود 6000 سال قبل از ميلاد و چهارمين دوره مربوط به 1300 سال قبل از ميلاد تا 800 سال قبل از ميلاد ميباشد. كه اولين دوره مربوط به هوريها و آخرين دوره مربوط به مانناها ميباشد. با توجه به قرار گرفتن منطقه ی ملکان در این حوزه ی جغرافیایی و وجود نام تاریخی هوریلر بروی یکی از روستاهای ملکان به ارتباط این تمدن ها با تاریخ منطقه می توان پی برد.
با این توضیحات اینک نگاهی اجمالی به تمدنهای مرتبط با ملکان به طور اعم می پردازیم.
الف – هوری ها: جايگاه اصلي هوريها در هزاره 3 و 4 (6000 سال قبل) در آذربايجان و مناطقي از قسمتهاي شمالي زاگرس و كوههاي توروس بود. همچنين از ربع سوم هزاره ی قبل از ميلاد (2400 سال قبل از ميلاد) سند نوشتهاي بدست آمده كه با الفباي اكّد و به زبان التصاقي هوري بوده كه اين سند متعلق به يكي از پادشاهان هوري بنام تيشاري ميباشد و نيز نام يكي ديگر از پادشاهان هوريها به نام ساشانار كه در 1450 سال قبل از ميلاد حكومت ميكرده نيز معلوم است.
ب – كاسسيها: درست است كه كاسسيها در آذربايجان نبودند ولي در همسايگي آنها ميزيستند. و تقريباً 3000 سال قبل از ميلاد مابين ايلام و مناطقي از آذربايجان ساكن بودند و به دليل همزباني و ارتباط سياسي، فرهنگي، اجتماعي تاثير زيادي در تاريخ آذربايجان داشتهاند. نام دریای خزر (کاسپین) و قزوین نیز مرتبط با همین تمدن است. که واریانتی دیگر از نام آزرها و آذربایجان است.
ج – قوتتيها و لولوبيها: این اقوام به ترتیب در 2800 سال قبل از ميلاد و 2500 سال قبل از ميلاد در شرق و جنوب درياچه اروميه و قزوين و همدان ساكن بوده و حكومت كردهاند. جایگاه این اقوام با جغرافیای امروزی منطقه ی ملکان مطابقت می نماید.
د – اورارتوها 1000 سال قبل از ميلاد در آناتولي و پيرامون درياچه وان و كوههاي زاگرس و اطراف درياچه اروميه و شهرهاي ماكو و نخجوان امروزي صاحب تمدن بودهاند. یافته شدن آثاری از پادشاه اورارتوها در کناره ی دریای خزر و سنگ نبشته های رازلیق سراب بیانگر این واقعیت است که گستره ی جغرافیایی اورارتوها شامل بخش اعظم آذربایجان می شده است ؛ به نظر مینورسکی شرقشناس معروف قلعه ی بختک لیلان از توابع ملکان با تمدن اورارتوها مرتبط است. کشف ریتون مفرغی در این قلعه وجود این ارتباط را به اثبات می رساند.
هـ – در اوايل عصر نهم قبل از ميلاد، قبايل مانناها با به هم پيوستن، دولت بزرگي در آذربايجان به وجود آورده و حكومت كردهاند. اقوام ماننا با مرکزیت در جنوب دریاچه ی اورمیه تمدن ارزشمندی را ایجاد کردند که جام حسنلوی نقده به عنوان سند تاریخ کهن آذربایجان باقی مانده ی این تمدن است. این تمدن به دلیل معیشت دامداری و عمدتا پرورش گوسفند بدین نام خوانده شده است زیرا واژه ی (مان) تا امروز نیز معنای گوسفند می دهد( مانقشلاق یا قویون قشلاقی – مانیشان نام شهری در زنجان) و این نامگذاری، چندید هزاره بعد در نام گذاری دو دولت ترک آق قویونلوها و قاراقویونلو در آذربایجان تکرار شد.
ن – مادها یا دولت مئدیا كه اولادهاي قوتتيها و لولوبيها بودند 670 سال قبل از ميلاد با اعتلاف با مانناها حكومتي قدرتمند به وجود آوردند كه همدان، اراك، ساوه، زرند، سونقور، كاشان، قم ، قزوين ، زنجان و ... تحت حاكميت آنها بوده است جزو نخستین دولت های وسیع دنیا بودند که به کمک دولت شهر بابل، موفق به ساقط کردن دولت آشوری در شمال عراق شدند.
واما در مورد زبان، همچنين ارتباط زباني مادها و سومرها دياكونوف در فصل 42 كتاب خود مينويسد كه در ليست نامهاي شاهان ماد و قوتتيها، به نامهايي بر ميخوريم كه در ليست نام شاهان سومر ميباشد.
از ديگر همسايگان مادها كه معاصر آنها بوده اند و زبانشان از يك خانواده ميباشد ميتوان به ايشغوزها اشاره كرد كه در قرنهاي 7 و 8 قبل از ميلاد در قسمتهايي از آذربايجان زندگي كردهاند. حتی حسن پیرنیا در ص 22 کتاب تاریخ باستان ایران به خویشاوندی زبانی اقوام فوق الذکر با هم و تعلق آنها به اقوام اورال-آلتاییک و ترکی تاکید نموده است. ایشغوزها یا ایچ اوغوزها(اوغوزهای درونی) نخستین طوایف اوغوز بودند که در تاریخ از آنها نام برده شده است. این اوغوزها بعدها با ترکیب با اوغوزهای سلجوقی، در دموگرافی مردم آذربایجان تاثیر بسزایی ایفا کردند.
در زمان هخامنشیان آذربایجان و به تبع ان منطقه ی ما تحت حاکمیت اسکیت ها بودند و با حمله ی اسکندر حاکم آذربایجان، آتروپات، توانست مانع تسلط سلوکیان بر آذربایجان شد. بدینترتیب استقلال ملی این سرزمین حفظ گردید. در زمان اشکانیان آذربایجان بویژه منطقه ی ملکان محل نبرد این دولت با رومیان بود و مراغه که در آن زمان شهر مهمی محسوب شد تحت محاصره دولت روم واقع شد ولی سرمای آذربایجان مانع از تفوق قوای رومی گردید و آنها مجبور به عقب نشینی شدند.
در عهد ساسانیان آذربایجان بویژه منطقه ی ما از اهمیت فراوانی برخوردار گردید و آن بدلیل وجود آتشکده ی آذرگشنسب در تخت سلیمان بود ؛ این شهر که بنا بر اقوال برخی دیرینه شناسان همان شهر شیز یا گنزک، که پایتخت آذربایجان در عهد ساسانیان بود ؛ باعث اهمیت یافتن آذربایجان و منطقه ی ما شد. برخی از محقیقین و مورخان احتمال می دهند که شهر شیز همان لیلان تاریخی است که در نزدیکی دریاچه ی چئچست (اورمیه) قرار دارد و دلیل خود را بر تطابق آن با فاصله ی دریاچه اورمیه در منابع می دانند زیرا تخت سلیمان با دریاچه فاصله ی زیادی دارد.
با آمدن اسلام آذربایجان به مانند سایر نقاط کشور تحت حاکمیت اعراب مسلمان قرار گرفت و تا روی کار آمدن سلسله های مسقل، حاکمانی از طرف حلفای اموی و سپس عباسی به آذربایجان منصوب می شدند که دارای ملیتی عربی، کردی و ترکی بودند.
ساجیان ، روادیان، احمدیلیان و شدادیان با خاستگاههای قومی متفاوت و با تایید خلفا به حکومت آذربایجان منصوب می شدند که از میانشان احمدیلیان در منطقه ی مراغه و منطقه ی ملکان حاکمیت داشتند.
با آمدن ترکان اوغوز سلجوقیان و پیوستن آن به بومیان هم تبارشان تاریخ آذربایجان وارد مرحله ی تازه ای شد ولی مراکز عمده ی حکومت آنها مناطق مرکزی ایران بویژه اصفهان و نیشابور و ری بود و در عهد خوارزمشاهیان وضعیت بدین منوال بود.
هجوم مغولان باعث اهمیت یافتن آذربایجان شد ؛ تا جایی که هلاکوخان مراغه را به عنوان پایتخت ایلخانان انتخاب کرد و باعث تحولی عظیم در منطقه ی ما گردید و روستای حسین آباد ملکان در مسیر فعلی جاده ی ترانزیتی ملکان- میاندوآب به عنوان پایتخت تابستانی ایلخانان انتخاب شده بود و این بدلیل وجود آب فراوان رودخانه های لیلان چای و جغاتو و نیز چمنزارها و مراتع پر علف برای احشام مغولان بود.
در طی سالهای متوالی منطقه ی ملکان و اطراف آن اهمیت استراتژیکی تاریخی خود را ایفا نموده است و دوره های تیموریان و حکومت های قدرتمند قاراقویونلو و آق قویونلو با انتخاب تبریز به عنوان پایتخت خود باز آذربایجان مرکزیت کشور را در دست داشته است.
در طول سالهای مختلف گرچه منطقه ی ملکان اسماً مطرح نبوده ولی ما مطلع هستیم که شاخه ای از جاده های مهم کشور که از شرق می آمد و در زنجان دو قسمت می شد : که یک شاخه ی آن به سمت اردبیل و آن سوی ارس می رفت و شاخه ی دیگر آن به سمت شهری به نام برزه( منطبق با سقز امروزی) آمده و آنجا نیز این جاده دوقسمت می شده است یکی از مسیر لیلان و ملکان به طرف تبریز و شاخه ی دیگر به سمت اورمیه و آناتولی می رفته است ؛ این اهمیت منطقه به عنوان مسیر جاده ی ترانزیتی در طول تاریخ حفظ شده است.
تاريخ جديد ملكان كه در گذشته ملك كندي ناميده مي شد به دويست سال پيش برمي گردد که به دلیل وجود روستاهای آباد توجه حکام و امرا را به خود جلب می کرده است ؛ نقطه ی که قابل توجه اینکه، تا قبل از رژیم پهلوی عمده درآمد دولتها از طریق جمع و جبایت مالیات تامین می شده است و کشور وسیع ایران با ایالات پرشمار خود که به ممالک محروسه شهرت داشته است ؛ تنها بر اساس مالیات، عمدتاً مالیات ارضی بوده است با این توضیح اهمیت منطقه ی حاصل خیز ملکان قابل درک است. ملك كندي در حدود 200 سال پيش به صورت روستاي كوچكي در محدود هي باغ اربابي و مسجد صحرا واقع شده بود كه از طرف شرق به حمام قديمي( امروز تبدیل به پاساژ ولیعصر شده است) و تپهاي به نام تيچان تپه و از طرف جنوب به اراضي باير و بدون كشت و قسمتي از باغهاي چم چال به مالكيت نصرت السلطنه و مالكان آن آقايان ستارسلطان و صمد خان بود محدود مي شد. ملك كندي تماما متعلق به سلطنت قاجار بود و مالك آن نصرت السلطنه بوده است و نصرت السلطنه در سال 1320ه . ش ملك كندي را به آقاي محسني معروف به اصغر بقال انتقال داده است و در سال 1324 ه . ش آقاي محسني ملك كندي را به آقايان حاج نجف مدديان و مظفرخان صولتي واگذار كرده است در سال 1324 ه . ش آقاي جمشيد خان اسفندياري بعد از آنها مالكيت آن را به دست گرفت. که بعد از اصلاحات ارضی و مخصوصاً پیروزی انقلاب زمینها بین مردم تقسیم شد و سیستم ارباب رعیتی از کشور و منطقه ی ملکان رخت بر بست.
گؤوديل((Göv Dil:
اگر به شناسنامه های اهالی ملکان و روستاهای آن نظری بیفکنیم به کلمه ای تحت عنوان «گاودول»مواجه می شویم حتی در تقسیم بندی سیاسی و رسمی ملکان این منطقه به سه بخش مرکزی، گاودول شرقی و گاودول غربی تقسیم می شود از نظر وجه تسمیه این واژه که در جاهای دیگر آذربایجان نیز به می توان برخورد(مثل اوزوم دیل در قره داغ و سودیل در خوی و سایر) این واژه از دو قسمت گؤو و دیل بوجود آمده است که از نظر لغوی« گؤو-Göv» یعنی آسمان و رنگ آبی و سبزینه و «دیل-Dil »نیز به معنی زبان است با این اوصاف نگارنده با توجه به اینکه مردم منطقه تنها به زبان ترکی آذربایجانی سخن می گویند و باید معنی نامهای جغرافیایی را صرفاً در این زبان جستجو نمود، دو وجه تسیمه برای این نام جغرافیای متصور است:
الف ) مردم صاحب زبان آسماني. اگر ما به تحقيقات برخي از غربي ها در خصوص منطقه استناد نماييم برخي از آنها مدعي شده اند جنات عدن موصوف شده در كتب مقدس و محل هبوط حضرت آدم را بايد آذربايجان و مخصوصاً منطقه ي ما جستجو نمود موضوع تا حدي روشنتر مي شود.
ب) معني دومي كه مي توان به گؤوديل ارتباط داد اين است كه اگر ما لهجه خاص منطقه ي گؤوديل را با ساير لهجه هاي زبان توركي آذربايجاني مقايسه نماييم متوجه سادگي و عاميانه تر بودن آن نسبت به ساير لهجه ها مي شويم براي مثال در لهجه ي گؤوديل صائت « ر » ملفوظ نيست و بيشتر به صورت «ي» تلفظ مي شود كه شيريني وسادگي خاصي به آن مي بخشد و مي توان اينگونه نتيجه گرفت كه ساير مردم ساكن در مناطق همجوار نام كؤي ديل را كه به معني مردم صاحب زبان ساده و روستايي به آنها بدهند.
گرچه مي توان معاني ديگري نيز به اين لفظ قائل بود كه راه براي تحقيقات بعدي در اين زمينه باز است.
وجه تسمیه ی ملکان(Malekan):
1- بدلیل آنکه سیستم ارباب رعیتی بر منطقه حاکم بوده محتملاً اطلاق نام ملک به آنها باعث ایجاد این نام شده است و ملک کندی یعنی روستای متعلق به ملک ها.
2- این نام از نام شخصی به نام ملک نیا اخذ شده که در عهد قاجار ارباب منطقه بوده است.
لیلان (Leylan) :
لیلان از جمله اماکن کهن آذربایجان و ایران می باشد؛ این شهر در جنوب شرقی گوودیل واقع شده و طی تحقیقاتی که در زمینه ی تاریخ این منطقه و خود شهر لیلان انجان شده این شهر دارای قدمت زیادی بوده است چنانکه بقایای تپه های باستانی و بناهای محوطه ی شهر حکایت از وجود تمدنی بس درخشان دارد. مولف کتاب شهر تاریخ ساز و... در زمینه ی لیلان کتابی با حجم اندک ولی پر محتوا نگاشته که مطالب آن از نقطه نظر مطالعات واقع بینانه ی ایشان حائز اهمیت است. نگارنده معتقد است که این احتمال نیز وجود دارد که نام لیلان واژه ای مشتق و از دو جزئ تشکیل یافته است « لیل+ آن = Lil+An » لیل در ترکی به معنی «آب گل آلود» و « ان » پسوند مکان است و معنی « جای دارای آب گل آلود » با توجه به تعاریفی که در خصوص طغیانهای سالیانه ی رودخانه ی لیلان در نزد زبان عامه ی مردم جاری است این معنی قابل ااستفاد است. برای نمونه مثلی رایج است که می گوید: « قیرهوو، قیرهوو لیلان چایی!!! بیر واخت اولور یول تاپمیریق کئچمه یه، بیر واخت اولور سو تاپمیریق ایچمه یه». یعنی لیلان گاهی طغیانگر است و گاهی بی آب.
در کتاب فرهنگ جغرافیایی آذربایجان شرقی به قلم استاد بهروز خاماچی در خصوص لیلان چایی چنین آمده است:« این رودخانه از ارتفاعات جنوبی آق داغ و سهند سرچشمه می گیرد. جریان آب این رودخانه شمالی-جنوبی است از کنار ایستگاه راه آهن آتش بیک و راه آهن مراغه میانه گذشته پس از طی مسافتی در حوالی شاهین دژ [میاندوآب] به رودخانه ی زرینه رود[جیغاتی] می پیوندد. آبدهی لیلان چای در سال 1355- 63 میلیون متر مکعب است.» همانطور قبلاً ذکر شد بنا بر تحقیقات ارزنده ای که باستان شناسان آلمانی در خصوص لیلان انجام داده اند ؛ قدمت این شهر بیش از پیش آشکار تر می شود. به طور که به نظر مینورسکی و مارکوارت جایگاه شیز را با ویرانه های لیلان منطبق می دانند.
در این مقاله با اختصار به تاریخ منطقه ی ملکان و لیلان پرداخته شد امید است با تحقیق در زمینه ی تاریخ چراغی فراروی نسل جوانان قرار دهیم. ان شاء الله
استفاده با ذكر ماخذ بلامانع است
منابع و مآخذ :
1- فائقی، ابراهیم، آذربایجان در مسیر تاریخ ایران، نشر چهر تبریز، چاپ اول، 1375
2- لسترنج، گاي، جغرافياي تاريخي سرزمينهاي خلافت شرقي ترجمه محمود عرفان، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، تهران، 1383
3- يکانی زارع، پرويز ،مورخ و فولکلورشناس معاصر، نشريه اويرنجی شماره ۳
4- صدر الدين ابوالحسن علي بن ناصر بن علي حسيني. زبده التواريخ – اخبار امراء و پادشاهان سلجوقي، مصحح متن عربي دكتر نور الدين، ترجمه رمضان علي روح الهي. انتشارات ايل شاهسون بغدادي، تهران، 1380
5- یعقوبی، احمدبن واضع ، البلدان، ترجمه محمد ابراهیم آیتی، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1356
6- یکانی زارع، پرویز، معرفی شهرهایی از آذربایجان ، نشر اختر ، تبریز ، چاپ دوم ،1385
7- سپهروند، مجید، مراغه در سیر تاریخ،انتشارات احرار، تبریز، چ اول، 1381
8- دکتر رحیم رئیس نیا آذربایجان درسیر تاریخ ایران ، جلد دوم
9- تاریخ پیشرفت علمی وفرهنگی بشر، ازانتشارات یونسکو، ترجمه پرویز مرزبان، جلد اول بخش دوم- قسمت اول
10- مشکور، محمدجواد ، نظری به تاریخ آذربایجان ، دکتررحیم رئیس نیا ماخذ فوق جلد اول، 1374
11- خاماچی، بهروز، فرهنگ جغرافیایی آذربایجان شرقی، نشر سروش، تهران،
12- سایت : http://www.sedaymalekan.blogfa.com